تبليغاتX
مخصوص جوانان شاداب با موضوعات فراوان

مخصوص جوانان شاداب با موضوعات فراوان

اخبار ایران و جهان هر روز در این وبلاگ

اختلاف در شورای امنیت بر سر قطعنامه تازه
شورای امنیت سازمان ملل متحد امروز بحث بر سر قطعنامه تازه ای برای اعمال تحریمهای بیشتر بر ایران را آغاز می کند، نمایندگان آمریکا و بریتانیا در سازمان ملل پیش بینی کرده اند که این قطعنامه فردا به رأی گذاشته شود.پیش نویس این قطعنامه را بریتانیا، فرانسه و آلمان تدوین کرده اند و پنج عضو دائم شورای امنیت بر سر آن به توافق رسیده اند اما اندونزی، ویتنام، آفریقای جنوبی و لیبی که اعضای غیردائم این شورا هستند مخالفتهایی با این قطØ �نامه ابراز کرده اند. این قطعنامه برای تصویب به موافقت هر پنج عضو دائم شورای امنیت و رأی موافق دست کم چهار عضو غیردائم شورا نیازمند است.توافق اعضای دائم بر سر تصویب این قطعنامه بر اساس گزارش اخیر رئیس آژانس بین المللی انرژی اتمی است که اعلام کرده است با اینکه ایران کلیه ابهامات مربوط به گذشته فعالیت اتمی خود را بر طرف کرده اما به دلیل احتمال ارتباط میان فعالیتهای نظامی و اتمی این کشور، هنوز نمی تواند اطمینان حاصل کند که برنامه اتمی ایران تنها شامل استفاده صلحجویانه از انرژی اتمی می شود
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 9:31  توسط علیرضا  | 

دنبالت می گشتم . در تاریکی ٬ در ندیدن و مثل شب بیدار شدن و دست بر دیوار کشیدن. به دنبال چراغ گشتن٬ در جستجوی نور بودن...

یافتم تو را از پس گذرگاه تاریخ ٬ یافتم تو را از تمام کودکی طی شده ام٬ کودکی ای که بوی تو را می داد. بوی خاک٬ بوی اشک و بوی شمعی که کوچک می شد و تمام ... تو اما بزرگ می شدی و آغاز...

تو را دیدم به دنبال پسر بچه ای که مضطرب بود و می دوید. در پی دسته بود و می دوید. زنجیر بر دست به دنبال تو بود و می دوید. به دنبال پسرکی بودی که روی سبزی پیشانی بندش نامت را نوشته و در دل کوچکش نامت را سرشته بود٬ دیدمت.

تو را دیدم وقتی آن پیرزن با گوشه ی چادر قطره ی اشک پاک می کرد و در همان حال به من که دست برده بودم به سینی نان و خرمایش لبخند می زد و مردش که پیرمرد بود٬ کمی آن طرف تر تکیه بر درختی٬ چشمانش را بسته بود و آرام آرام نام تو را بر زبان می آورد و به سختی سینه می زد.

تو را دیدم وقتی مادری گریه می کرد به سوز صدای روضه خوان و دختر کوچکش خیره به او نگاه می کرد و بغض گلویش آماده ی گریه بود. انگار تو را نگاه کرد لحظه ای ٬ با آن چشمان معصومش که لبخند زده بودی. دخترک خیالش راحت شد و او هم زار زار گریه کرد و گریه کرد.

...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 16:20  توسط علیرضا  | 

دوستت دارم. تو چي؟ خيلي ميخوامت. تو چي؟ دوريت اذيتم ميکنه. تو چي؟ بي تو ميميرم. تو چي ؟ .......... من الکي گفتم . تو چي؟
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 10:46  توسط علیرضا  |